برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:00
اعضای عزیز لطفا به ادامه مطلب بروید.
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:50
ببخشید سلام حال واحوالتون که خوبه ؟
خوب خیلی حرف دارم براتون از زایمان وبچه داری .باورتون نمیشه نمیدونم روز وشب چجوری تموم میشه واقعا مادر بودن خیلی سخته.ولی من با تمام وجود این سختیهای شیرینو میگذرونم
روزای اول که خانم خانوما شب وروز قاطی کره بود روزها کامل خواب. در عوض شب تاصبح بیدار که بنده در نقش کوزت یا در حال شیر دادن بودم یا در حال تعویض پوشک یا ایشون را تو بغلم تکون میدادم شاید فرجی بشه وبخوابه
باورتون نمیشه اگه بگم از ساعت 10:30که ما میخواستیم بخوابیم بیدارمیشدندتاساعت6صبح که سپیده میزد بیدار بودبعدازاون دیگه راحت میخوابید تا شب .منم قاعدتا خوابمو با خواب خانوم تنظیم کردم
به خاطر همین هم نتونستم زودتر از اینا بیام پیشتون الانم که اومدم چون یه چند روزیه که عزیزکم خوابش درست شده
خوب جونم براتون بگه که دخترکم دوتا عروسی هم تشریف بردند یکیش از دخترعموی خودم بود پنج شنبه شب ویکی هم از دخترخترعموی بابام که هردوشون خوب بود
عروسی دخترعموم یکم استرس داشتم چون بار اول بود همه میخواستن بغلش بگیرند منم وسواسی.......
این روزا اشکم در مشکمه .زود گریه ام میگیره مخصوصا وقتایی که رقیه گریه میکنه ونمیتونم ساکتش کنم منم گریه میکنم
از بابایوسف بگم که صدوهشتاددرجه اخلاقش عوض شده کمکم میکنه دلداریم میده به محض اینکه یه چیزی میخوام فوری میخره برام قبلا حتی تو دوران بارداری اگه یه چیزی میخواستم همیشه پشت گوش مینداخت یعنی خیلی اخلاق ورفتارش خوب شده.........
مادرشوهرم بنده خدا خیلی از شبا میومد پیشمون تاکمکم کنه شبا یکم بخوابم کاری که مادر خودم باید انجام میداد که اصلا یه شبم نیومد تازه هفته اول بعداز زایمان هم خونه عموم{پدرشوهرم}بودم
دیگه از دانشگاه بگم که فعلا فقط16واحد برداشتم نه رنگ دانشگاه وکلاس دیدم نه رنگ کتاب وجزوه...
دیگه اینکه زایمانم وتو یه پست جدا براتون میتعریفم فعلا چیزی یادم نمیاد اهان یه چیز دیگه اینکه خواهرم پروین داره جاری دار میشه البته جاری داشت یه جاری جدید ...
البته فعلا خونشون به هم نخورده تا جواب ازمایش ومشون چی بشه دختره .دختر دختر عمومه خیلی دختر خوبیه دلم سوخت اخه خیلی هم دیگه را میخوان
دخملم امروز صبح تکون تکون خوران از روی تشکش جابه جا شده بود با اولی بود که این کار میکرد ذوق زده شدم
وقتی باباش براش میخونه اروم میشه وبا اون چشمای قشنگش زل میزنه به بابایوسفش
بعضی وقتا وقتی که شیر میدم بهش با دوتا دستاش منو محکم میگیره این طور مواقع میرم رو ابرا........
اصلا با پتو وهرچیزی که روش بندازم مخالف اینقدر پاهاش تکون میده تا از روش برن
اگه سوالی داشتین در خدمتم فعلا بای
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:41
ساعت 6:30 صبح
صدای جلیز وولیز کوتاه منوکشوند پشت پنجره
دوعدد جوان سراسیمه یکی اینور واونورو نگاه میکرد ویکی دیگه سیمو تندوتند جمع میکردو همینجور میدوید به سمت سرکوچه.
بله دزدای کابل برق بودند که متاسفانه دیر متوجه شدم وگرنه عکس العمل درستی انجام میدادم تنها چیزی که به ذهنم رسید صدازدن همسر بود با بانگ پاشو دزد دزد!
اون بنده خدام مثل من تاحالا دزد ندیده بود گفتم تونستی ببینی گفت آره پاهاشونو دیدم فقط!
آخر سرم گفت دفعه بعد آرومتر صدام کن خواب بودم!
هنوزم کابل چیده شده آویزونه ومن نگران از اینکه کودکی اون کابل رو دست بزنه وخطر داشته باشه قبض برق رونگاه کردم که شاید شماره ای از اداره برق برای تماس ضروری وجود داشته باشه ولی تنها یک شماره اون هم برای پرداخت پول برق 1521 روی قبض درج شده بود.
تنها راه برای بیان 197 هست که باید گزارش بدیم ببینیم ایا برا این محله جالب ما که شهرتی در این اعمال هم کم نداره فکری میکنند یا نه مدتی پیش ماشین هارو دستکار ی میکردند جهت بردن غنایم
چندی پیش کامپیوتره ماشین یکی از کارمندان شرکتی در کوچه روبرو رو بلند کردند رد روز روشن!
چندی پیشتر از صندوق ماشین خودمون کیسه برنج روبامهارت هرچه تمامتر دزدیدند.
بگذریم از معتادای زیادی که اینور واونوره محله کم نیستندو...
شاید بانصب دوربین ونظارت بیشتر به راحتی بشه امنیت مردم را تا حدی تامین کرد.
اونم جایی که نامش در تهران شهره آفاقه
بله نظام آباد!!
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:31
فهمیدهام که خیلی وقتها؛
گناه نکردن، نتیجه ی فراهم نبودن «موقعیت» است
توهم ِ تقوا بَرَم ندارد ...!
تلنگُر : خداوندا ممنونم به خاطر ِ رُخ ندادن خیلی از موقعیت ها ...
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:10
آقای لحظه های من ، مولای من
ای دستگیرِ دست های ناتوان
ای وجود همه ی تنهایی های من
مولای من دلم گرفته از همه ی بود و نبودها
از همه ی روزها ، لحظه ها ، ثانیه ها
خسته ام ...بغض عجیبی دائم گلوی تنهایم را می فشارد
اما اشک هایم سر مدارا با من را ندارند
حالا که دارم با تو درد و دل میکنم اشک هایم مثل کوهی از یخ آب شده اند!!!
مولای من تو را به نام والایت قسم میدهم
چرا که تاکنون کسی را به والایی تو ندیده ام
ازتو میخواهم دلم را آرام کنی چرا که ناآرامی تمام وجودم را دربر گرفته است
خستگی تمام هوایم را بی هوا کرده است
تو که میدانی دل من جز هوای تو هوای دیگری ندارد
دل من مدت مدیدی ست زمینش را فرش راه تو کرده است
بیا و پا بر روی فرش دلم بگذار که تنهاتر از خودم را سراغ ندارم!!!
اشهد ان علی ولی الله !!!
من تا ابد هم پای تو میمانم مولا
و به قول تنها عشقم تا ابد با دشمنانت دشمنی میکنم!!!
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:31
سکوتــــ مـــیکنــم!
بــه احتــرامِ
آن همـــه حـــرفـــی...
کــه
در دلـــم مــُــرد..!!!

برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 15:14
02636633872
آدرس:جاده فردیس شهرک 110
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 14:31
بزودی وبلاگ وحدت کلمه منتشر می کند:
«نماز جمعه یکی از مهمترین ابزار های وحدت کلمه»
به زودی و در روزهای آینده مطلبی را در دست تهیه دارم که در مورد وحدت کلمه مورد ن=تاکید امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری است. در این مطلب بر جایگاه و اهمیت نماز جمعه بر تقویت وحدت کلمه امت اسلامی اشاره می شود.

به زودی این مطلب را پس از اتمام نگارش، منتشر می کنم.
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:45
وااااااااااای دیروز بهترین روزی بود که تا حالا داشتم![]()
دیدار منو عشقم البته کنار هم بودیم وگرنه از دور همو دیده بودیم..![]()
اره ساعت ۲ظهر بود که بابا گف بریم دکتر منم سریع جمع کردم و به علی خبر دادم که داریم میایم(خ...)رسیدم خبرت میکنم![]()
وای علی جونیم ش نداشت گوشی مامانو ور داشت شروع کرد به اس دادن![]()
تا اینکه اومد مطب پیشمون وای چقد خوب بود دوباره شروع کرد به اس دادن واذیت کردن من بعد نوبت بابای شد رفت پیش دکتر منم پیچوندم رفتم بیرون پیش عخشم![]()
وای یه مانتو سرا جفت مطب بود باهم رفتیم تو از پله ها که داشتیم میرفتیم بالا علی دیفونه بهم گف انشالله مانتو عروسیت خخخخخخخخ![]()
بعد رفتیم داخل من دست و پامو گم کرده بودم نمیدونستم چکار کنم چی بگم واااااااااای![]()
بو م بوم بوم بوم بوم بوم بوم بووووووووووووووووم قلبم داشت میترکید انقد منو علی بهم نزدیک بودیم
داشتم دیونه میشدم ![]()
بعد شروع کردم به اذیت کردن علی بش گفتم واااااااااااااااای غول اون زد زیر خنده اخی قلبون اون خندهات برم عخشم![]()
بعد یکم کنار هم بودیم منم تشنه بابا اینا اومدن زودی رفتم بعد علی رفته بود برام اب گرفته بود همش عجله داشت میگف بیا ببر عجله داشت بره باشگاه دیگه دوباره به بهونه اب گرفتن رفتم بیرون ابو ازش گرفتم اومدم اونم رف همش یه حرفی میزد حرصمو در میورد دیونه دیونه دیونه دوست دارم
اینم بود اولین باری که کنار هم راه رفتیمو خندیدیم عااااااااااااااشقتم الهیییییییییییییییییی![]()
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 13:25
نظریادتون نره![]()
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 11:37
صدا و سیما در دوران تازه-1: مسابقه قویترین زنان ایران در تلویزیون

تهیهکننده مسابقه "قویترینها" از پخش این مسابقه از آذر ماه و ثبتنام و حضور بانوان در سری دوم آن خبر داد...
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 11:22
عشق را عاشق شناسد . . .
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 21:11
داستان مدیریتی کارمند خلاق
ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی بود و تعمیر آن نیز فایده ای نداشت. قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود. اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید، کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند.
یک شرکت انتقال اثاثیه از دفتر کتابخانه خواست که برای این کار سه میلیون و پانصد هزار پوند بپردازد تا این کار را انجام دهد. اما به دلیل فقدان سرمایه کافی، این درخواست از سوی کتابخانه رد شد. فصل بارانی شدن فرا رسید. اگر کتابها بزودی منتقل نمی شد خسارات سنگین فرهنگی و مادی متوجه کتابخانه می گردید. رییس کتابخانه بیشتر نگران شد و بیمار گردید.
روزی، کارمند جوانی از دفتر رییس کتابخانه عبور کرد. با دیدن صورت سفید و رنگ پریده رییس، بسیار تعجب کرد و از او پرسید که چرا اینقدر ناراحت است.
رییس کتابخانه مشکل کتابخانه را برای کارمند جوان تشریح کرد، اما برخلاف توقع وی، جوان پاسخ داد: سعی می کنم مساله را حل کنم. روز دیگر، در همه شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها آگهی منتشر شد به این مضمون: همه شهروندان می توانند به رایگان و بدون محدودیت کتابهای کتابخانه انگلستان را امانت بگیرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشانی زیر تحویل دهند.
نتیجه ای که از این حکایت می توان گرفت چیست ؟
منبع: گروه اینترنتی مدیران ایران
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:57
تيم فوتبال استقلال مقابل نفت متوقف شد و دو امتياز را از دست داد. | ![]() |
آخرين
ديدار هفته سيزدهم ليگ برتر بين دو تيم نفت و استقلال در ورزشگاه تختي
تهران از ساعت 15 و 45 دقيقه برگزار شد که بازي با نتيجه يک بر يک مساوي به
پايان رسيد. فرهاد مجيدي در دقيقه 66 با يک ضربه سر روي ضربه کرنر گل استقلال را به ثمر رساند. ووريا غفوري در دقيقه 89 با يک شوت از راه دور به زيبايي گل نفت را به ثمر رساند و بازي به مساوي کشيده شد. عليرضا فغاني داور مسابقه به بهمن کامل، حسين ابراهيمي و وحيد حمدينژاد از نفت تهران و جواد نکونام از استقلال کارت زرد نشان داد. مهمترين اتفاق نيمه اول ضربه کاشته جواد نکونام بود که دروازهبان تيم نفت به زيبايي آن را مهار کرد و به کرنر فرستاد. در نيمه اول شاهد بازي چندان جذابي نبوديم. در نيمه دوم بازي وضعيت بهتري پيدا کرد و دو تيم حملات بيشتري روي دروازه يکديگر انجام دادند. امير قلعهنويي سرمربي استقلال با حکم کميته انضباطي محروم است و روي نيمکت استقلال حضور ندارد و بين تماشاگران نشسته است. مجيد صالح در غياب او هدايت استقلال را برعهده داشت. استقلال سه بازي عقب افتاده در ليگ برتر دارد و بايد با تيمهاي مس کرمان، سايپا و ملوان بازي کند. اين بازيها به دليل حضور استقلال در ليگ قهرمانان آسيا به تعويق افتاده است. استقلال با اين مساوي 16 امتيازي شد و از رده نهم به رده هفتم صعود کرد. نفت تهران هم 22 امتيازي شد و در همان رده پنجم باقي ماند. ترکيب استقلال: سيدمهدي رحمتي، پژمان منتظري، اميرحسين صادقي، پژمان نوري، هاشم بيک زاده، جواد نکونام، آندو تيموريان، ساموئل، سياوش اکبرپور(از دقيقه 52 آرش برهاني)، فرهاد مجيدي و محمدمهدي نظري سرمربي: امير قلعه نويي ترکيب تيم نفت تهران: عليرضا بيرانوند، ووريا غفوري، بهمن کامل، احمد آلنعمه، وحيد حمدينژاد، کمال کاميابينيا( از دقيقه 76 وحيد بوحمدان)، مرتضي پورعليگنجي، حسين ابراهيمي، رسول نويدکيا، وحيد اميري( از دقيقه 72 علي قرباني) و رضا نوروزي.( از دقيقه 83 محمد نزهتي) سرمربي: يحيي گلمحمدي |
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:35
|
ردیف |
عنوان |
ناشر |
|
1 |
اثر آفرینان استرآباد و جرجان |
کتابخانه فرهنگ |
|
2 |
ارتباط ایرانیان |
سوره مهر |
|
3 |
از محراب تا معراج |
مرکز اسناد |
|
4 |
القای الکترومغناطیسی و جریان متناوب |
فاطمی |
|
5 |
آموزش هنر گلیم بافی |
بازتاب |
|
6 |
بانام تو مجنون |
ابتکار دانش |
|
7 |
برای خواب بهتر |
|
|
8 |
پنج گفتار |
طرح فردا |
|
9 |
تکه ای از زمین |
امیرکبیر |
|
10 |
سراب سیاست |
|
|
11 |
تولید ثروت |
جلوه کمال |
|
12 |
جنگ برای صلح (نقدها) |
انجمن سینمای دفاع مقدس |
|
13 |
جنگ برای صلح (گفتگوها) |
انجمن سینمای دفاع مقدس |
|
14 |
جنگ برای صلح (مقالات) |
انجمن سینمای دفاع مقدس |
|
15 |
چهار گفتار |
طرح فردا |
|
16 |
خاطرات علی امینی |
سوره مهر |
|
17 |
داروهای گیاهی ایران |
بشری |
|
18 |
داستان اسلحه |
انجمن سینمای ایران |
|
19 |
دایره المعارف مصور تاریخ جنگ |
|
|
20 |
راهنمای زبان تخصصی رشته کامپیوتر |
کتابخانه فرهنگ |
|
21 |
روش مختصات |
فاطمی |
|
22 |
ریاضیات پیش نیاز کامپیوتر |
فاطمی |
|
23 |
سینمای دینی از منظر دیگری |
سوره |
|
24 |
عرف قدسی |
طرح فردا |
|
25 |
عرفان عاشورایی |
کتابهای پرستو |
|
26 |
فرهنگ ریاضی |
فرهنگ معاصر |
|
27 |
فرهنگ ریاضیات مدرسه |
" |
|
28 |
فقه و تئوری دولت |
طرح فردا |
|
29 |
قلب روشن دانا |
مرکز اسناد |
|
30 |
گتسبی بزرگ |
امیرکبیر |
|
31 |
لطفا ساکت |
مرکز اسناد |
|
32 |
مجموعه سوالات نظریه های عمومی مدیریت |
کتابخانه فرهنگ |
|
33 |
مدارا نه از راه پلورالیزم |
|
|
34 |
مدیران و اخلاق اسلامی |
بوستان کتاب |
|
35 |
مشروطه شرعی مشروطه شرطی |
طرح فردا |
|
36 |
مقاله های مقطعه |
مهر نوروز |
|
37 |
مکانیک به زبان ساده |
شکوفه |
|
38 |
نشان سرخ دلیری |
امیرکبیر |
|
39 |
هماتولوژی و انعقاد خون |
کتابخانه فرهنگ |
|
40 |
ولایت غریب |
|
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:19
علی هاشم روزنامهنگار سرشناس عرب و رئیس دفتر شبکه خبری المیادین در تهران، که سابقه فعالیت در الجزیره و بیبیسی و چندین روزنامه معتبر را دارد، در پایگاه خبری تحلیلی المانیتور گزارشی خواندنی از مشاهدات خود درباره شهدای هستهای و دیدگاههای مردم کشورمان منتشر کرده است. در ادامه ترجمه کامل این گزارش ارائه شده است.برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 20:04
سلام
چند تا عکس آووردم
رمز هم نداره چون کلن از رمز خوشم نمیاد

برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:49
در چارچوب هفته دهم لیگ برتر هندبال مردان باشگاههای کشور، مس پارس فلاورجان پذیرای مس کرمان بود. این دیدار از ساعت ۱۶ امروز در سالن سجادی اصفهان برگزار شد. فلاورجانی ها به دلیل نداشتن سالن مناسب در شهر خود چند هفته ای است که بازی های خانگی را در اصفهان برگزار می کنند.
دو تیم در نیمه اول بازی متعادلی را انجام دادند و هم چون نام خود در امتیاز ۱۰ مساوی بودند.
در نیمه دوم تیم کرمانی خوب شروع کرد و با چند گل پیاپی از حریف خود پیش افتاد. مس پارس به دنبال جبران بود و هر چند حملات زیادی را روی دروازه تیم کرمانی انجام داد اما این مس کرمان بود که در ضد حملات هم مس پارس را غافلگیر می کرد.
در این مسابقه دفاع تیم کرمانی و دروازه بان آنها بازی خوبی را از خود به نمایش گذاشتند.
محسن اخگر سرمربی مس کرمان و دیگر کادر فنی، در دقایقی به داور اعتراض زیادی داشتند.
در پایان تیم مس کرمان با نتیجه ۲۵ بر ۱۹ پیروز این مسابقه شد. مس کرمان با این پیروزی ۱۲ امتیازی شد و به دلیل تساوی ثامن مشهد، به رده سوم جدول لیگ برتر صعود کرد.
تعدادی از هواداران مس پارس در سالن حضور داشتند که با اتوبوس از فلاورجان برای تشویق تیم خود آمده بودند. آنها به دفعات بازیکنان مس پارس و ریاحی، سرپرست تیم را تشویف کردند.
مربی و بازیکنان تیم نیک اندیش شهرداری اصفهان که پس از این بازی، تمرین داشتند نیز در بین تماشاگران حضور داشتند.
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:35

برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:19
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 18:58
.jpg)
ای سرا پا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه جا
همه وقت
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو ، به جای همه گلها تو بخند
تو بمان با من تنها تو بمان
در رگ ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست
اخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
"فریدون مشیری"
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 18:38
یه سوال لطفاکمک کنیدبه یه نتیجه برسیم!
عایا این پسرا که ازپسربودن خسته شدن وازدخترا دارن خوشگلترو مامانی تر میشن, به دخترا محرم هستن یا نامحرم!!!
خدایا خودتم فکراینجاشونکرده بودی یه آیه نازل کن ملت بلاتکلیفن...
و خداوند انسانهایی را آفرید که به اشتباه فکر می کنن
دامن چیست !؟
پوشش پایین تنه
زیرنداز همراه
حوله
خشک کردن ظروف غذا
گرفتن آب بینی
بادبزن
مخفی کردن کادو
هدایت کردن مرغ ها به طرف لانه
و سایر موارد که به عقل ما قد نداد دیگه !
به بعضیاباس ﮔﻔﺖ:
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯿﺎ خوشم ﻧﻤﯿﺎد ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻄﻮﺭ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ بدم میاد!
ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻼﺱ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﺶ ﺑﺎﺷﯽ
ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ حتی ﺗﻮ ﮐﻼﺳﺶ ﺭﺍتَم ﻧﻤﯿﺪﻩ …
دیشب شوهرخالم رفته بود پمپ بنزین بنزین بزنه انقد صف طولانی بوده یادش رفته تو صفه ، وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک فرار کرده گازشو گرفته رفته !
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 17:58


فک کنم بقلیش خواهرشه


خوب بابا فهمیدیم شوهرته اینم زنته

نادی و پسرش ارشیا

مهدی مهدوی و همسرش هستی خانووم
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 17:16
"این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند.....
صحبت از فراموشی نیست...
.
.
.
.
.
صحبت از "لیاقت" است"!! !
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 16:49
برچسب: نویسنده: sepehr تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 14:15